حيطه هاي يادگيري (حيطه عاطفي)
حيطه عاطفي :
شامل رفتارهايي است كه به علايق ، احساسات ، ارزش ها ، اخلاقيات و عواطف مربوط مي شودو سطوح آن عبارتند از : توجه كردن ، واكنش نشان دادن ، ارزش گذاري ، سازمان بندي كردن ، متبلور ساختن.
سطح توجه (دريافت) : در اين سطح منظور اين است كه فرد نسبت به وجود پديده ها يا محركات اگاه و حساس بوده و مايل به دريافت يا توجه به آنها مي باشد. مانندمحترمانه به سخنراني ديگران گوش كردن ، اگاهي از جنبه هاي زيبايي در پوشاك يا مبلمان و ميل به ديدن سطحي آنها ، پذيرش تفاوت هاي فرهنگي در ميان مردم
واكنش نشان دادن (پاسخ): در سطح واكنش از توجه صرف عبور كرده و به اندازه لازم نسبت به پديده انگيزه پيدا كرده است و درواقع توجه او فعالانه و عميق شده است مانند ميل شديد به عمل كردن به توصيه هاي بهداشتي، جستجوي داوطلبانه كتاب هاي مورد دلخواه ، با شوق و ذوق به ديدن مبلمان رفتن گويي كه در آستانه خريد هستم. در اين سطح واكنش ها ممكن است اجباري ، داوطلبانه و داوطلبانه همراه با پشتوانه عاطفي بالا باشد.
ارزش گذاري (دروني كردن ارزش ها يا تميلات يا ميل ها ) : در اين مرحله فرد به پديده توجه دارد ، ميل شديد نسبت به پذيرش آن در او بوجود آمده است و آن را مي پذيرد يا دروني مي كند. به عقيده او تبديل مي شود رعايت نكات بهداشتي را ارزشمند مي داند و آن را دروني مي كند و خود را مقيد به رعايت آنها مي داند. يا رشد احساسات نوع دوستي نسبت به گروه هاي اجتماعي با خرده فرهنگ هاي متفاوت .
سازمان بندي كردن ارزش ها يا تمايلات : ادغام كردن ارزشهاي دروني شده با همديگر توسط فراگير ، سازمان بندي انها ، رفع تعارضات بين آنها و رسيدن به يك قالب يا نظام ارزشي منسجم
و پايدار ، بزبان ديگر آن گونه تمايل پيداكردن و پذيرفتن كه خود را به آن مسلح مي كند.مانند ميل به برنامه ريزي نمودن براي تنظيم كردن زمان استراحت و فعاليت هاي آموزشي ، داوري نسبت به مسؤليت جامعه در مورد حفظ و حراست از نيروهاي انساني و مادي
متبلور ساختن ارزش ها (تميلات دروني شده ): در اين مرحله ارزش هاي دروني شده و سازمان يافته ، در رفتار فرد انعكاس مي يابندو نظام ارزشي كه فري آن را در درون خود سازمان داده است به فلسفه زندگي او تبديل مي شود يعني انچه را كه آموخت ، ميل اوليه پيدا كرد ، با علاقه مندي جوياي آنها شد و انه را دروني كرد و ديگر تمايلات خود ادغام نمود ، رفع تعا رض كرد و به نظام ارزشي منسجمي رسيد، حال اين ارزش هاي قالب گرفته در شخصيت او و در فلسفه زندگي او متبلور يا نمايان مي شوند. مانند اعتماد فزاينده به روش علمي براي بررسي مسائل جامعه و...